سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
164
تاريخ ايران ( فارسى )
كه موقعى كه از اران بآذربايجان برميگشت طوفان شديدى برخاست كه يكعده از همراهان او از اعضاى دربار در اين جريان از صاعقه هلاك شدند و جماعتى اينرا بنظرش چنين وانمود كرده و گفتند كه آسمان از قبولى اسلام ايلخان متغير و خشمناك است اين سلطان مدتى فكر ميكرد كه بعقايد و آداب ديرين مغول برگردد ولى او به زيارت مشهد نجف رفته و در آنجا خوابى ديد كه بر اثر آن مذهب شيعه را قبول نمود . از جمله واقعات دورهء حكمرانى او يكى اردوكشى و هجوم بگيلان است كه تا آنزمان از دستبرد مغولان محفوظ و مستقل مانده بود و اين هجوم به قيمت جان هزاران مغول تمام شد و نيز حملهاى بدست مغولان جغتاى بخراسان شده كه آن دفع گرديد . اولجايتو مانند اسلاف خود با سلاطين اروپا مكاتبه داشته و ذكر اينمطلب جالب توجه - است كه آنها او را مخالف و معاند اسلام خيال ميكردند . ابو سعيد 736 - 716 ه ( 1335 - 1316 ) ابو سعيد پسر خدابنده وقتى كه بر تخت نشست فقط دوازده سال داشت . ( گرچه اوتا آنوقت ) رسما حكمران خراسان بوده كه آن تا يك اندازه قلمرو وليعهد بالاستحقاق شمرده ميشده است . وى در اوايل سلطنت گرفتار منازعات امرا و نجباى بزرگ شده كه جوانى و تازهكارى او را غنيمت دانسته براى سلطنت و تاج و تخت تقلا ميكردند . در ميان ايشان امير چوپان از همه مهمتر بود كه خواهر سلطان را بزوجيت خود درآورده و باوج اقتدار رسيده بود . طغيان پسرش كه او را دستگير كرده و اسير بسلطانيه ( شهرى كه خدابنده آن را بنيان نهاده بود ) آورد فقط موقع او را تقويت و تحكيم كرده و ممكن بود آن را از دست ندهد و نگاهدارد ، ليكن اتفاق افتاد كه ابو سعيد فريفتهء حسن و جمال دخترش بغداد خاتون شد كه ويرا براى يكى از نجباى مغول تزويج كرده بود و امتناع او كه دختر را واگذارد باعث تغيّر خاطر ايلخان گرفتار عشق گرديد و بالاخره چوپان را دشمن داشته تا اينحد كه نامبرده براى حفظ جانش مجبور شد سر بطغيان بردارد و بجرم اين عمل هم او نقد حياتش را از كف داده و بقتل رسيد . در دورهء حكمرانى ابو سعيد چيزى كه قابل ذكر باشد نيست ، او بدون اينكه از خود اولادى بگذارد از دنيا رفت و كشور را به حال اختلال و اغتشاش گذارد .